پری
پری ازآب برا مد به نرد بان بالا
شد وبه ماه بغل داد وگشت ماه فنا
پری به ماه بغل داد ومحوشد درمه
پری وماه، دوتا بال شد، پرید، هما
پری به ماه شد وقطره قطره باران شد
چکید روی زمین عشوه های لاله نما
چکید روی زمین عاشقی جوانه کشید
یکی به هیئت مجنون وآن دگرلیلا
به فال حافظ شیراز، نام بیدل یافت
پری به فرم غزل شد ردیف وقافیه تا
شبی به باغ خرامید وتاک شعله کشید
به شکل جرعه شد اندام مست خوشه رها
کسی به شیشه ی شبنم به صبح تازه ی گل
به ساق سوسن وزنبق کشید نقش شما
پری که بود، طپش بود یاکه خود دل بود؟
پری نبود به جزتومیان سینه ی ما
پری چه است کدامند حوریان بهشت؟
تمام این همه وهمند، وهم حسن شما
خدا کشیده شمارا به احسن تقویم
قشنگ ترزهمه کس که آفرین به خدا
16/12/2011
آسترالیا شهربریزبن
ریزش آبشار
توریزش آبشاری، من ریگزارعطشناک
توچشمه سارزلالی، من شهوت سرکش خاک
صف بسته بردورچشمت، اردوی چنگیز»مژگان»
زخم مرا می خراشند آن نیزه داران سفّاک
توفان گیسوی مستت، وقتی مرا می نوردد
تسلیم ها می زند موج، درحیرت چشم خاشاک
مست، این دل بی مهاراست، برسینه می کوبدم سُم
دیوانگی می کنداین، مغزتکان خورده ی تاک
دم خورده دریای آتش، درپرده های دل من
ترکیده بغض جهنم، درپشت این سینه ی چاک
اما تمام غمم را کرده ست سرشارتسکین
اززیرپیراهنت آن دوپندق سبزتریاک
ته مانده ی عاشقی است، این درد شیرین دگرهیچ
برجای آتش نماند، جزمشت خاکسترپاک
22/12/2011
آسترالیا شهربریزبن